رَسپینا ی عزیزمرَسپینا ی عزیزم، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره
رَسا ی عزیزمرَسا ی عزیزم، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

حقیقتی شیرین

نیمی از راه

سلام دلبندم عزیز دلم بیا با هم از خدای مهربون تشکر کنیم بخاطر همه چیز خدایا به امید تو نیمی از راه را سپری کردم الان 20 هفته است که یه فرشته کوچولوی ناز مهمون دل مامانشه خدا جون همون طوری که تو این مدت مراقبون بودی از این به بعد هم باش خدایا فرزندم رو به تو میسپارم وسلامتی فرزندم رو از تو میخوام الهی آمین عزیز دلم 20 هفتگیت مبارک مراقب خودت باش عشق من تا 1 ساعت دیگه ما از اینجا میریم داریم میریم خونه ی جدیدمون یه عالمه نقشه دارم برای اتاقت  عزیزم من 10 روز دیگه میام دوباره به وبلاگت سر میزنم الان دیگه باید برم بابایی خیلی خسته شده بریم کمکش کنیم با هم دوست داریم ...
12 شهريور 1391

مامان تنبل

سلام مامی جون قربونت برم میدونم مامانت تنبله باید زود تر از اینا عکست رو میذاشتم  ببخشید دختر نازم   خوشگل من این اولین عکسیه که ازت دارم تو اینجا تو 21 هفته بودی دخترم من عاشق اون دندهاتم عاشق اون دست کوچولوتم که کنار صورتت گذاشتی دختر خوشگلم شما اینجا وزنت 350 گرمه  ولی الان حسابی بزرگتر شدیا الان که دارم برات مینویسم شما 24 هفتت تموم شده و رفتی تو 25 هفته الان حدودا باید 700 گرم یا کمی بیشتر باشی قربون دختر نازم برم که داره زودی بزرگ میشه راستی مامانی من و بابا دیروز رفتیم برات لباس خریدیم لباسای خوشگل امشب حتما عکساشو برات میذارم دختر نازم   مراقب خودت باش بووووست...
12 شهريور 1391

تعیین جنسیت

سلام کوچولوی من بلاخره مامان  فهمید تو فرشته کوچولوی که تو دلم هستی دختری یا پسر عزیزم از روزی که از سونوگرافی اومدم یه حس عجیبی دارم نمیدونم که این حس برای چیه شایدچون برای اولین بار دیدمت این حس رو دارم حس ناباوری از مادر شدن هیچ وقت به این لحظه تو زندگیم فکر نمیکردم فکر نمیکردم که یه روزی منم مثل مامانم مامان بشم یه لحظه چشمام رو بستم و رفتم به کودکیم دیدم همه چی مثل باد داره از جلوی چشمام رد میشه از ظهر تابستونای بچگی که تو کوچه دوچرخه سواری میکردیم و خاله بازی تا اولین روز مدرسه .......... دانشگاه و ازدواج چقدر همه چی زود گذشت 16 آذر 84 بود که من و بابایی برای اولی...
12 شهريور 1391

اولین لگد به مامانی تو 18هفته 3 روزگی

سلاااااااااااااام به زندگیم سلام به نفس مامانی سلام به خوشبختی زندگیم    بلاخره به مامانت لگد زدی وای که من عاشق اون تکون خوردنتم عشق من میدونم الان همه چی رو میشنوی و میفهمی این صدایی رو هم که الان میشنوی آهنگ وبلاگته عزیز دلم قشنگه؟؟؟؟؟؟؟ دوستش داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونی که چقدر منتظرم که بیایی ولی دلم نمیخواد که زود بیایی قول بده که سر وقتت بیایی پیش ما باشهههه؟؟؟؟؟؟ دلم لک زده که ببینم تو پسرمی یا دخترمی آخه یه عالمههههههههههه کار دارم میخوام اسم انتخاب کنم برم برات لباسای قشنگ قشنگ بخرم خلاصه یه عالمه کار دیگه الانم که خونه بهم ریخته است تمام وسایلهارو با کمک بابایی جمع کردی...
20 تير 1391

شیطونی نی نی

سلام عزیز مادر مامانی حسابی شیطون شدیا دوباره چند روز پیش رفتیم پیش خانم دکتر که ببنیم تو پسری دختری آخه مامانی دلش دیگه آب شد بخدا میخوام برم برات خرید کنم وروجک خانم دکتر گفت این فسقلی پشتشو کرده به ما آخ من قربون اون............. برم عزیزکم خانم دکتر گفت که نی نی شما تپلیه 250 گرم بودی قربونت برم اول من یکم نگران شدم ولی خانم دکتر مهربون گفت که اشکال نداره همه چی طبیعیه الهی من قربون تک تک اعضای بدن نازت بشم عزیزم راستی ولی خانم دکتر گفت به نظر من نی نی شما به دختر بیشترمیخوره هفته ی دیگه دوباره باید برم امیدوارم که این دفعه پشتت به مامان نباشه  راستی یه خبر خوب دیگه مامانی بلاخره موفق ش...
13 تير 1391

عاشقانه دوست دارم

سلام مامانی خوبی قربونت برم عشقم دیروز با بابایی رفتیم پیش خانم دکتر ولی شیطون حسابی من و ترسوندیااا خانم دکتر 10 دقیقه داشت دنبال صدای قلب میگشت من نفسم بند اومده بود از ترس  مامانی آخر سرخانم دکتر پیدات کرد شیطون حالا از دست من فرار میکنی میخوای منو اذییت کنی قربونت برم خانم دکتر سونو هم گرفت دوباره دیدمت عزیزم داشتی شیطونی میکردی برات بوس فرستادم عزیزم عزیزم صدای قلبت رو ضبط کردم این صدای قلب تو بهتریم آهنگ روی زمینه که هیچ آهنگ سازی نمیتونه به این قشنگی این رو بسازه شنیدن صدای قلب تو به من آرامش میده به من میفهمونه که یکی هست که به من احتیاج داره عزیزم عاشقانه دوست دارم با...
28 خرداد 1391

حرفهای دلتنگی مامان

سلام عزیزم امروز روز خوبی نبود البته غیر از صبح که مامی داشت بال در میاورد از خوشحالی آخه امروز جواب آزمایش غربالگری رو برام آوردن کوچولوی من تو از هر نظر سالمی قربونت برم مامان    فدات بشه عزیزم نمیخوام از ناراحتیها و مشکلات برات بگم عزیزم تو خودت امروز همه چی رو شنیدی من و  ببخش که اذیتت میکنم بعضی وقتا احساس میکنم که مادر خوبی نیستم برات من دوست دارم عزیزم تو وجود منی تمام زندگی منی من عاشقتم من الان خیلی ناراحتم خیلی غصه دارم فقط ازت میخوام که مادرتو ببخشی بخاطر این چند ماهی که آرامشتو ازت گرفتم  کوچولوی من مادرت عاشقانه دوست داره و منتظره که زودتر اون صورت ماهتو ببوسه ...
19 خرداد 1391